من فقط یکبار برای رسیدن به کسی که دوستش داشتم دیر کردم! نمیدانم دیر کردم یا دیرشد... اما هرچه هست از آن پس برای رسیدن به دیگران هیچ عجله ای نداشتم آنقدر احساساتم دچار زوال و دگرگونی شده اند ک دیگر حاضر نیستم یک بار دیگر تغییرشان دهم.. فقط صبر میکنم تا ببینم کسی هست که برای رسیدن به من عجله کند؟ آیا میتواند با یک خسته ی تکه تکه سر کند؟ کسی که با خرده شیشه های روح شکسته ام مدارا کند و مدام از زخم هایم شکوه نکندآنقدر خسته ام که حتی روحم تحمل سرزنشهای کسی را نداردجامعه ی خسته ای شده ایم که نمیدانیم با اینهمه عاشق دیر رسیده چه کنیم با اینهمه دل رنجور با روح های شکسته شده با یک مشت آرزوهای برباد رفتهآدمهایی هستیم با کوله بارهایی پر از اندوه و حسرت که نمیدانیم چه کسی مقصر است؟؟ مسبب بی تابی ها و خرده خرده عاشقی کردن هایمان کیست؟؟
برچسب:
نویسنده: آرتین اسماعیلی
تاريخ: يکشنبه
29 مرداد
1402 ساعت: 12:59